عجب رسمیه رسم زمونه .... قصه باد و برگ خزونه
میرن آدما از اونا فقط خاطرهاشون به جا میمونه
پدر بزرگم فوت کرد ...
خیلی برام عزیز بود ... دوستش داشتم ...
کاش بیشتر قدرش و میدونستم ... کاش بیشتر میرفتم دیدنش ... به همین زودی دلم براش تنگ شده... بغضی کردم اندازه یه دنیا ...امشب آسمونم داره با من گریه میکنه...
بابابزرگ نزدیک ۳۰ سال خادم و جارو کش آقا امام رضا بود خوش به سعادتش...
همیشه میگفت آقا امام رضا ولی نعمت ماست...
با اسم امام علی بی اختیار اشک میرخت...
عاشق کربلا بود...
فردا میریم برا همیشه به خاک سرد میسپاریمش ...
خدا کنه بهش سخت نگذره....![]()
وقتی آخر دنیا هم آغوشی با خاکه اینقدر حرص برا چیه؟؟
وقتی آخر دنیا هم آغوشی با خاکه تکبر چــــــــــــــرا؟؟
وقتی آخر دنیا هم آغوشی با خاکه ثروت اندوزی چــــــــرا؟؟
وقتی آخر دنیا هم آغوشی با خاکه چرا تا هستیم قدر هم و نمیدونیم؟
وقتی آخر دنیا هم آغوشی با خاکه ...
بابابزرگم .. عزیزم ... ان شاءا... غریق رحمت باشی ...
این دنیا خیلی بهت سخت گذشت ... ان شاءا... اون دنیا محل آسایشت باشه
یادش گرامی باد![]()








